بازگشتی دوباره به سومین اقامتگاه شیطان | نقد و بررسی بازی Resident Evil 3

بازی Resident Evil 3

[ad_1]

بازی Resident Evil 3

وقتی صحبت از سبک وحشت بقا و در کل عناوین ترسناک در دنیای بازی های ویدیویی می شود، Resident Evil یکی از مهم ترین و بزرگ ترین نام های این سبک به شمار می آید. فرانچایزی بزرگ، محبوب و موفق که از زمان انتشار اولین نسخه آن در سال ۱۹۹۸ بیش از دو دهه است که همراه بازیبازان بوده است. این فرانچایز بزرگ، که برای بسیاری از افراد یکی از محبوبترین فرانچایز های آن ها محسوب می شود، برخی از برترین عناوین تاریخ را عرضه کرده است. در صدر آن، عنوان تحسین شده Resident Evil 4 قرار دارد که اوج هنرنمایی شینجی میکامی و Capcom در ساخت یک بازی فوق العاده را در آن شاهد بودیم. عنوانی که با اتفاق نظر اکثریت مخاطبان و کارشناسان دنیای گیم، در زمره ده بازی برتر تاریخ قرار دارد. البته گاهی شاهد عملکرد سینوسی عناوین سری Resident Evil نیز بوده ایم و برخی از نسخه های این مجموعه مانند Resident Evil 6 نتوانستند در حد و اندازه های نسخه های پیشین این مجموعه ظاهر شوند. البته در شرایطی که به نظر می رسید Resident Evil در سراشیبی سقوط قرار گرفته و عرضه Resident Evil Revelation 2 هم به هیچ وجه موفقیت آمیز نبود، Capcom با عرضه عنوان موفق Resident Evil 7 بار دیگر المان های ترس و اضطراب را به بهترین شکل ممکن به سری تزریق کرد و به لطف طراحی کلاسیک محیط ها و دشمنان Resident Evil 7, این عنوان توانست تا حد زیادی هواداران قدیمی سری را با این مجموعه آشتی دهد. فروش بیش از ۶ میلیون نسخه ای Resident Evil 7, نشان داد که این فرانچایز دوباره در مسیر درست قرار گرفته است. پس از Resident Evil 7، در حالی که اکثر مخاطبان انتظار عرضه نسخه هشتم این سری را داشتند، Capcom از نسخه ی بازسازی شده Resident Evil 2 رونمایی کرد. و پس از عرضه رسمی این عنوان، مشخص سش تصمیم بازسازی نسخه دوم Resident Evil, یک تصمیم فوق العاده هوشمندانه و درست از جانب کپکام بود که نه تنها موفق شد بیش از ۵ میلیون نسخه تنها در فاصله یک سال پس از عرضه به فروش رسانده، و با کسب متای ۹۲، در جمع برترین عناوین سال ۲۰۱۹ قرار بگیرد. Resident Evil 2 یک عنوان فوق العاده از لحاظ فضاسازی، طراحی مراحل، گیم پلی و همینطور گرافیک هنری بود که به خوبی توانست ارزش های اصلی Resident Evil را احیا سازد. در ادامه شایعات مختلفی در مورد بازسازی نسخه سوم نیز به گوش می رسید که البته هیچکدام از آنها توسط کپکام نه تأیید شدند، نه تکذیب. اما نهایتا در آخرین قسمت برنامه State of Play بود که با انتشار تریلر سه دقیقه ای، رسما عرضه Resident Evil 3 Remake در آوریل ۲۰۲۰ تایید شد. خبری که با استقبال گسترده مخاطبان و بازیبازان نیز همراه بود. چندی پیش بود که در نهایت شاهد عرضه این عنوان به شدت مورد انتظار بودیم. با من و گیمفا همراه باشید با نقد و بررسی Resident Evil 3…

اتفاقات داستانی نسخه اصلی Resident Evil 3, در ۲۸ سپتامبر ۱۹۹۸ جریان داشت. از لحاظ زمانی، اتفاقات این نسخه ۲۴ ساعت جلوتر از نسخه دوم در جریان بود. جایی که Jill Valentine, مأمور ویژه S.T.A.R.S, قصد فرار و خروج از Raccon City را داشت، در حالی که تقریبا تمامی ساکنین شهر، آلوده شده و به زامبی تبدیل شده بودند. اشاره به بقیه اتفاقات نسخه سوم غیرضروری است چون هم باعث اسپویل داستان بازی می شود، و هم اینکه احتمالا برخی بخش های داستانی در نسخه بازسازی شده تغییر یابند.

اما بهتر است نگاهی به پروسه ساخت نسخه سوم بیاندازیم چون نکات جالبی در بر دارد. تهیه کنندگی نسخه سوم، بر عهده Shinji Mikami بود. فردی که یکی از ستون های اصلی فرانچایز Resident Evil به شمار می آید. پس از توسعه و عرضه Resident Evil 2, کپکام به صورت همزمان بر روی چند نسخه از Resident Evil در حال کار بود‌. در اصل پروژه ای که قرار بود به عنوان نسخه اصلی سوم عرضه شود، پروژه ای بود که توسط Hideki Kamiya هدایت می شد. بر طبق صحبت های Yasuhisa Kawamura، که نویسنده ارشد آن پروژه به شمار می رفت، قرار بود شخصیت Hank پروتاگونیست اصلی نسخه سوم بوده، و مأموریت داستانی او نیز بازگرداندن نمونه از G_Virus بود. اما از آنجایی که Sony کنسول PS2 را معرفی کرد و کپکام دریافت نمی تواند آن پروژه را به موقع آماده سازد، ساخت این پروژه کنسل شد. اما از طرف دیگر کپکام نمی خواست که فاصله زیادی بین عرضه نسخه دوم و سوم باشد، به همین دلیل پروژه دیگری که در دست ساخت داشت و از لحاظ آماده سازی اکثر مراحل توسعه آن انجام شده بود را تکمیل کرده، و به عنوان Resident Evil 3 Nemesis منتشر ساخت. که آن پروژه همان نسخه سوم بازی و ماجراجویی Jill Valentine به شمار می آید. جالب است بدانید که تیم Hideki Kamiya نیز مشغول به کار بر روی عنوان Resident Evil 4 شد.
یکی از نکات جالب در مورد Resident Evil 3 این بود که بر خلاف دو نسخه اول که اکثرا در محیط های بسته و ساختمان ها جریان داشتند، این نسخه دارای محیط های به مراتب باز تر و بزرگ تر بود و بخش های بسیار بیشتری از Racoons City را نسبت به نسخه دوم شاهد بودیم‌. همچنین کپکام تصمیم گرفت تا نسخه سوم، از المان های اکشن بسیار بیش تری برخوردار باشد که این مسأله در سلاح های قابل استفاده مشهود بود. همچنین قابلیت جاخالی دادن حملات یا همان Dodging را نیز در نسخه سوم معرفم ساخت. پد کنار موارد بالا، سازندگان هوش مصنوعی دشمنان را نیز ارتقاء دادند و امکان تعقیب بازیبازان حتی بر روی پله ها را نیز در بارب قرار دادند. از طرف دیگر جالب است بدانید که طراحی شخصیت خود Nemesis بر اساس T1000 شخصیت فیلم Terminator 2 صورت گرفته بود.

بازی Resident Evil 3

Jill Valentine یکی از محبوبترین شخصیت های دنیای Resident Evil در میان مخاطبان به شمار می آید.

  • نگاهی خلاصه به زندگینامه Jill Valentine

او در اوایل دده ۹۰ میلادی، در ارتش آمریکا خدمت می کرد. در طی عملیات ها و ازمایش های مختلف، مهارت های او در خنثی کردن بمب و‌ همچنین باز کردن قفل ها بسیار قابل توجه بود. او در مبارزات تن به تن، استفاده از سلاح های گرم و تاکتیک های استراتژیک نیز خبره بود.
بین سالهای ۱۹۹۶ تا ۱۹۹۸ Jill Valentine توسط شخص Albert Wesker برای عضویت در گروه Special Tactics and Rescue Service یا همان S.T.A.R.S استخدام شد. دیری نپایید که Jill Valentine به عضویت تیم آلفا Special Tactics and Rescue Service به ریاست خود Wesker درآمد.

در بهار سال ۱۹۹۸, اتفاقات وحشتناکی در Raccon City اتفاق افتاد. گروهی از ساکنان شهر توسط حمله سگ های وحشی و همینطور فعالیت های آدم خوارانه کشته شدند. پس از ناتوانی اداره پلیس Racoon City, تیمی از Special Tactics and Rescue Service ماموریت یافتند تا به کوه های Arklay رفته و این اتفاقات را پیگیری کنند. ابتدا تیم Bravo به آنجا اعزام شد که پس از مدتی ارتباط تیم Alpha با آنها قطع شد. سپس خود تیم Alpha راهی آنجا شدند. پس از فعل و انفعالات مختلف و درگیری با گروه سگ های جهش یافته، Wesker, Jill, Chris Redfield به همراه  Barry به عمارتی پناه بردند تا خود را نجات دهند. در این عمارت بسیار بزرگ، هر کدام از چهار نفره در مسیر های جداگانه به بررسی عمارت پرداخته و دریافتند که این عمارت خود ممیزبا آزمایشات بیولوژیکی فوق العاده خطرناک به دستور شرکت Umbrella است. در همین هنگام بود که Jill به Barry مشکوک شد که کارهای عجیبی را انجام می دهد. در ادامه Jill دریافت که این وسکر بوده است که با تهدید خانواده Barry, او را به همکاری با خود مجبور کرده است. در واقع ماموریت اصلی وسکر این بود که تحقیقات مربوط به سلاح بیولوژیکی را پیدا کرده و به Umbrella بازگرداند. و همچنین در حین این مأموریت، وسکر می بایست با نابودی آزمایشگاه و کشتن اعضای باقی مانده S.T.A.R.S، تمامی شواهد و مدارک را نیز از بین ببرد. جهش ژنتیکی سگ های وحشی و اقدام های آدم خوارانه پیرامون Raccon City نیز در واقع ناشی از T_Virus بود که به محیط اطراف آزمایشگاه منتقل شده بود. در پایان این ماموریت وسکر مرگ خود را جعل ساخت و اعضای گروه از جمله Chris و Jill موفق شدند قبل از نابودی آزمایشگاه با هلی کوپتر از آنجا بگریزند‌.
در ادامه و در طی فعل و انفعالات مختلف بود که Jill Valentine به Raccon City رفت تا فعالیت های Umbrella را بررسی کند، که پس از وقوع Outbreak, به همراه Carlos که مزدور همراه او بود، می بایست راه خروجی خود از شهر را یافته و خود را نجات دهد. در حالی که Nemesis, که برای نابودی اعضای Special Tactics and Rescue Service در Raccon City حضور داشت، قدم به قدم به دنبال آنهاست…

بازی Resident Evil 3

 

در مقایسه با نسخه دوم، در این نسخه بخش بسیار وسیع تری از خیابان ها و مناطق مختلف راکون سیتی برای جست و جو کاوش در اختیار مخاطبان قرار دارد. البته در کل اکثر راه های موجود در خیابان ها با خرابه های ساختمان یا بقایای ماشین ها مسدود است اما مغازه های مختلف در راکون سیتی برای کاوش و اکتشاف وجود دارد که این مسأله کمی حس ماجراجویی را به بازی تزریق کرده است. البته حتی این کاوش و اکتشاف کلی نیز نتوانسته است خلا کوتاه بودن بازی را پوشش دهد. هر چند در نوع خود آزادی عمل در گردش در محیط های بزرگتر و بیشتر، تغییری بسیار دلپذیر به شمار می آید. البته فکر می کنم اگر کپکام تصمیم به ساخت و اضافه کردن بخش Resistance نمی گرفت، با معطوف کردن توان و تمرکز صد درصدی، به احتمال فراوان می توانستیم شاهد مکان های بیشتر و محیط های بزرگترین در خیابان ها و کوچه های راکون سیتی باشیم…

از آنجایی که Resident Evil 3 عنوانی بازسازی شده و ریمیک به شمار می آید، طبیعتا به نوبه خود دارای داستان جدید و متفاوتی نیست. هر چند برخی جزئیات و موارد داستانی کم یا زیاد شده اند. بازی در Racoon City جریان دارد. جایی که پس از وقوع Outbreak گسترده، تقریبا تمامی جمعیت شهر از قشرهای مختلف بر اساس پخش ویروس، به زامبی تبدیل شده اند. از لحاظ زمانی نیز Resident Evil 3 کمی پیش از اتفاقات Resident Evil 2 آغاز شده، و مدتی پس از اتمام وقایع Resident Evil 2 به پایان می رسد. Jill Valentine, شخصیت اصلی بازی که قطعا معرف حضور اکثر مخاطبان است در ۲۸ سپتامبر ۱۹۹۸, در آپارتمانش مورد حمله جدیدترین و قدرتمندترین Bioweapon موجود، یعنی Nemesis T-Type قرار می گیرد. ماموریت اصلی Nemesis, پیدا کردن اعضای باقی مانده S.T.A.R.S و نابودی آنها قبل از فرار از راکون سیتی است. در ادامه و پس از تعقیب گریزی کوچک، Jill به هر زحمتی که شده، از چنگ Nemesis فرار می کند. در ادامه، و در طی فعل و انفعالات مختلف، Jill در راه فرار خود از Racoon City با افرادی چون Brad Vickers, و البته مهم ترین شخصیت مکمل بازی یعنی Carlos Oliviera مواجه شده که هر کدام به نوبه خود در راه هدف جیل به او کمک می کنند. اشاره بیشتر به نکات و اتفاقات داستانی برای آن دسنه افرادی که این بازی، و یا نسخه اصلی را تجربه نکرده اند اسپویل به شمار می آید. بنابراین توضیحات بیشتر داستان امری غیرضروری است و تنها باید به این نکته اشاره کنم که شخصیت های فرعی و مکمل که در نسخه اصلی بازی حضور داشتند و به نوبه خود نقشی کوچک و یا بزرگ در روند اتفاقات بازی داشتند با تغییراتی در کلی در زمینه ظاهر و تغییراتی جزیی در زمینه دیالوگ و حضور در داستات بازی در نسخه Remake نیز حضور دارند.
یکی از تغییرات مثبت بخش داستانی نسخه Remake نسبت به نسخه Original, تغییرات کلی و مثبت در دیالوگ های بازی بوده است. بد نیست بدانید عنوان Resident Evil 3 رکورد بدترین دیالوگ تاریخ بازی های ویدیویی را در اختیار داشت! چرا که باید گفت دیالوگ های نسخه اصلی، حتی با توجه به استانداردهای آن موقع، اغلب ضعیف و سطحی بودند. در نسخه Ramake البته شاهد دگرگونی کاملی در زمینه دیالوگ های بازی هستیم و بسیاری از دیالوگ های عجیب و غریب نسخه اصلی، با دیالوگ های و مکالماتی منطقی و مناسب جایگزین شده اند.
در مورد پرداخت شخصیت ها نیز باید کمی صحبت کرد. اول از همه شخصیت خود. Jill Valentine. در کل Jill فردی نسبتا جدی و مصمم است که برای رسیدن به هدف خود از هیچ کاری دریغ نخواهد کرد. در طول اتفاقات Resident Evil 3 نیز کاملا شاهد شخصیتی جدی و مصمم هستیم که حتی با متحدان و دوستان خود نیز آنچنان گرم و دوستانه برخورد نمی کند. در کل پرداخت شخصیت جیل, همان چیزی بوده است که از Jill Valentine اصلی انتظار داشتیم. فقط مسأله این جاست کمه واکنش ها و پاسخ های او نسبت به اتفاقات و صحبت های پیرامونش، آنقدر که باید و شاید به چشم نمی آید که البته بدیهی است این امر تصمیم سازندگان بوده است. شخصیت های دیگر بازی که در طول مسیر با آنها مواجه می شوید اما آنقدر حضور کوتاه و جزیی دارند که اصلا مجالی برای شخصیت پردازی باقی نگذاشته اند. البته اشتباه برداشت نکنید، این مسأله را نمی توان نقطه ضعف قلمداد کرد چرا که با یک عنوان جهان باز با نقش آفرینی سی-چهل ساعته مواجه نیستیم و در کل در عناوین خطی، به خاطر محدودیت های موجود، برخی شخصیت های فرعی مجالی برای شکل گیری شخصیت پیدا نمی کنند. اما در کنار Jill Valentine, این Carlos Oliviera است که نه تنها شخصیت دوم قابل بازی است، بلکه مهم ترین شخصیت مکمل بازی تیز به شمار می آید. شخصیت خوش برخورد و شوخ طبعانه Carlos و دیالوگ های طعنه آمیز و بعضا بامزه او در برخی لحظات بازی، به خوبی حال و هوای بازی را برای لحظه ای هم که شده تطلیف می سازند.

بازی Resident Evil 3

 

سلامی دوباره بر نمسیس بزرگ…

در مورد بخش داستانی بازی، دو نکته مهم به چشم میخورد. مورد اول در مورد حذف و کاهش برخی موارد در نسخه ریمیک نسبت به نسخه اصلی است که تصمیمی عجیب و سوال برانگیز از سوی کپکام به شمار می آید. حذف برخی مناطق و قسمت ها مانند Clocktower در نسخه ریمیک، از چندین جهت به این عنوان ضربه وارد ساخته اند. اول از همه اینکه آن دسته افرادی که از تجربه نسخه اصلی لذت برده اند، به طور کامل و جامع نمی توانند با نسخه Remake ارتباط برقرار کنند چرا که بازی از دید آنها از لحاظ سیر اتفاقات ناقص است. دوماً حذف برخی قسمت ها و لوکیشن های داستانی، موجب کمتر شدن محتوای موجود و در نتیجه کوتاه تر شدن بخش داستانی شده است که همین کوتاهی نسبی بخش Campaign, یکی از بزرگترین نقاط ضعف بازی به شمار می آید. مسأله ای که در اینجا وجود دارد این است که این اقدام کپکام کمی عجیب به نظر می رسد چرا که آنچنان نمی توان دلیل خاصی برای حذف این قسمت های بعضا مهم داستانی پیدا کرد.
مورد دوم در مورد داستان بازی، مربوط به Ending آن است. بدون هیچگونه اسپویل، به طور کلی باید بگویم بخش پایانی بازی با وجود آن که راضی کننده است، اما می توانست به شکل بهتری جمع بندی آن صورت گیرد. البته ممکن است برخی افراد که بازی را به اتمام رسانده اند با نظر من موافق نباشند که البته این مسأله امری طبیعی است.
و البته متاسفانه یکی از بزرگترین نکات منفی در مورد Resident Evil 3, کوتاه بودن بخش داستانی بازی است. در ابتدا شاهد اتفاقاتی جذاب و هیجان انگیز هستیم و با گذشت مدت کوتاهی، بازیباز به خوبی در فضای بازی قرار می گیرد و ماجراجویی هیجان انگیز و کمی ترسناک خود در راکون سیتی را آغاز می کند. اما مسأله اینجاست وقتی که داستان قرار است اوج بگیرد و مخاطب نیز باید از بازی نهایت لذت را ببرد، بازی به اتمام می رسد. متاسفانه مسأله ناامید کننده این است که نسخه اصلی، از لحاظ مدت زمان بیشتر از نسخه ریمیک محتوا در اختیار مخاطب قرار میداد که این مسأله با در نظر قرار دادن اختلاف بیست ساله بین عرضه دو بازی و همچنین پیشرفت های بی نظیر تکنولوژی صنعت گیم، به هیچ وجه قابل قبول نیست و از طرف دیگر بر خلاف Resident Evil 2 شاهد هیچگونه Second Senario نیز نیستیم بنابراین در یک Run, شما تقریبا تمامی محتوای قابل بازی را تجربه خواهید کرد. البته باید گفت کوتاه بودن بخش داستانی بازی را باید یک تصمیم آگاهانه و البته ضعیف از سوی کپکام قلمداد کرد. بر خلاف Resident Evil 2 Remake که دارای هیچگونه Multiplayer و بخش آنلاین چند نفره نبود، کپکام تصمیم به قرار دادن بخش چند نفره Resistance در نسخه سوم گرفت. و با اتخاذ این تصمیم، به نوعی تمرکز صد درصد و همه جانبه از روی بخش داستانی برداشته شد و در واقع کپکام تصمیم گرفت بخش داستانی با مدت نسبتا کوتاه، به اضافه بخش آنلاین Resistance می تواند به عنوان محتوای ارایه شده قابل قبول مخاطبان باشد که متأسفانه این طور نیست. در کنار کوتاه تر شدن بخش داستانی، بخس بسیار محبوب Mercenaries نیز در Resident Evil 3 حضور ندارد که این مورد نیز بر ناامیدی مخاطبان قدیمی سری اضافه کرد.

 

گان پلی بازی کاملا آن چیزی است که از عنوانی که در سال ۲۰۲۰ عرضه می شود انتظار داریم. گان پلی روان، خوش ساخت با فیزیک عالی سلاح ها و حرکت شخصیت که کاملا حس تیراندازی و شلیک را به مخاطب منتقل می سازند. در واقع از لحاظ گان پلی و تیراندازی، بازی در سطح فوق العاده عالی قرار دارد. تمامی سلاح های موجود در بازی، از کلت جیل گرفته تا Shotgun و Grenade Launcher, هم از لحاظ ظاهری کاملا استاندارد طراحی شده اند، هم به لطف فیزیک و انیمیشن تیراندازی واقع گرایانه، به خوبی حس و حال تیراندازی را منتقل می سازند.

و اما برویم سراغ گیم پلی بازی… بزرگترین و مشهودترین تغییر در گیم پلی نسخه های ریمیک، بلاشک مربوط به تغییر زاویه دوربین از حالت کلاسیک به مدرن و امروزی است. تغییری که اولین بار در Resident Evil 2 Remake شاهد آن بودیم. بر خلاف سه نسخه اول و نسخه های فرعی کلاسیک سری، خبری از دوربین ثابت به مانند دوربین های امنیتی اتاق ها نبود بلکه شاهد زاویه دوربین از پشت شخصیت و به صورت سوم شخص مدرن بودیم. تغییری که یک تغییر واجب و ضروری به شمار می آمد. از آنجایی که این نسخه از لخاظ فنی، ساختاری و گرافیکی بسیار به ریمیک نسخه دوم شبیه است، از لحاظ زاویه دوربین و موارد مربوطه تقریبا تفاوت خاصی بین دو عنوان مذکور وجود ندارد. همچنان بازیبازان کنترل شخصیت اصلی را در حالت سوم شخص از دست شانه بر عهده گرفته، و تمامی سکانس های تعقیب و گریز، نبرد و مبارزه و موارد دیگر در شرایط مشابه صورت می گیرد.
در کل، اگر نسخه اصلی را تجربه کرده اید و یا اخبار مربوط به ریمیک این بازی را دنبال کرده باشید، به احتمال فراوان بر این نکته واقف هستید که از لحاظ روند درگیری ها، میزان مهمات و دیگر فاکتور های تاثیر گذار، Resident Evil 3 به مراتب حال و هوایی اکشن تر و Fast-paced تر نسبت به دو نسخه ابتدایی سری دارد. این اکشن تر بودن بازی در چند بخش بسیار خود نمایی می کند. اول از همه سلاح های موجود.  بدون اشاره کامل فقط باید به Assault Rifle شخصیت Carlos اشاره کنم که در بخش هایی که کنترلی او را برعهده دارید، دمار از روزگار دشمنانتان در می آورد! مورد بعدی مربوط فراوانی آیتم ها و مهمات در جای جای نقشه بازی است. البتع بدیهی است انتهاب سطح سختی مهم ترین فاکتور در کم یا زیاد بودن مهمات موجود در بازی به شمار می آیند اما به طور میانگین، مهمات بیشتری نسبت به نسخه دوم در دسترس است. علاوه بر موارد بالا، شاهد برخی بشکه های انفجاری و ابراز های محیطی نیز هستیم که امکان استفاده از آنها علیه زامبی ها متعدد و یا خود نمسیس وجود دارد. در پایان اکشن تر شدن بازی، با اضافه شدن قابلیت Dodge به اوج خود می رسد. بر خلاف ریمیک نسخه دوم که هیچگونه قابلیت جاخالی دادن و یا فرار کردن از حملات زامبی ها و دشمنان دیگر وجود نداشت، جیل در این نسخه می تواند از حملات و ضربات جاخالی دهد و از آسیب احتمالی فرار کند. البته نکته قابل توجه این جاست که اگر زمانبندی Dodge خود را به بهترین شکل ممکن نسبت به حمله زامبی یا Nemesis و دشمنان دیگر هماهنگ کنید، می توانید یک Perfect Dodge انجام دهید که به واسطه آن مدت بسبار کوتاهی بازی و دشمنان به حالت Slow motion در می آیند شما از این مدت کوتاه برای تیراندازی، فرار و یا موارد دلخواه دیگر می توانید حداکثر بهره را ببرید. در کل مکانیزم Dodging بسیار کارآمد و نجات بخش است و لحظات بسیاری می تواند جان شما را نجات دهد و حتی فرصت حمله نیز برای شما فراهم سازد!
اما روند کلی Resident Evil 3 مانند نسخه اصلی و نسخه ریمیک دو است. محیط ها را بگردید، آیتم ها و موارد کلیدی را پیدا کنید، معماها و موانع پیش رو را بردارید تا یک قدم به هدف اصلی خود نزدیک تر شوید. البته در مقایسه با نسخه دوم، در این نسخه بخش بسیار وسیع تری از خیابان ها و مناطق مختلف راکون سیتی برای جست و جو کاوش در اختیار مخاطبان قرار دارد. البته در کل اکثر راه های موجود در خیابان ها با خرابه های ساختمان یا بقایای ماشین ها مسدود است اما مغازه های مختلف در راکون سیتی برای کاوش و اکتشاف وجود دارد که این مسأله کمی حس ماجراجویی را به بازی تزریق کرده است. البته حتی این کاوش و اکتشاف کلی نیز نتوانسته است خلا کوتاه بودن بازی را پوشش دهد. هر چند در نوع خود آزادی عمل در گردش در محیط های بزرگتر و بیشتر، تغییری بسیار دلپذیر به شمار می آید. البته فکر می کنم اگر کپکام تصمیم به ساخت و اضافه کردن بخش Resistance نمی گرفت، با معطوف کردن توان و تمرکز صد درصدی، به احتمال فراوان می توانستیم شاهد مکان های بیشتر و محیط های بزرگترین در خیابان ها و کوچه های راکون سیتی باشیم…

 

اگر Resident Evil 2 Remake را تجربه کرده باشید، بسیاری از آیتم ها، منو ها، و بسیار از جزییات این نسخه آشنا به نظر خواهند آمد. از حضور Gunpowder ها جهت Craft گلوله های مختلف گرفته، تا منو آشنا Inventory بازی

اگر Resident Evil 2 Remake را تجربه کرده باشید، بسیاری از آیتم ها، منو ها، و بسیار از جزییات این نسخه آشنا به نظر خواهند آمد. از حضور Gunpowder ها جهت Craft گلوله های مختلف گرفته، تا منو آشنا Inventory بازی. البته که شباهت های این دو عنوان به اینجا ختم نمی شود بلکه که از لحاظ فیزیک حرکات، انیمیشن های جابه جایی، گان پلی، فیزیک سلاح، افکت آتش و ده ها مورد مختلف دیگر شباهت بین دو عنوان اخیر این سری بیش از نود و پنج درصد است. البته از آنجایی که Resident Evil 2 عنوانی فوق العاده و شاهکار بود، این شباهت قابل توجه حتی ذره ای نکته منفی به همراه ندارد.
گان پلی بازی کاملا آن چیزی است که از عنوانی که در سال ۲۰۲۰ عرضه می شود انتظار داریم. گان پلی روان، خوش ساخت با فیزیک عالی سلاح ها و حرکت شخصیت که کاملا حس تیراندازی و شلیک را به مخاطب منتقل می سازند. در واقع از لحاظ گان پلی و تیراندازی، بازی در سطح فوق العاده عالی قرار دارد. تمامی سلاح های موجود در بازی، از کلت جیل گرفته تا Shotgun و Grenade Launcher, هم از لحاظ ظاهری کاملا استاندارد طراحی شده اند، هم به لطف فیزیک و انیمیشن تیراندازی واقع گرایانه، به خوبی حس و حال تیراندازی را منتقل می سازند.
البته مبارزات و نبرد در Resident Evil 3 فقط یه سلاح های گرم و موارد مشابه خلاصه نمی شود، بلکه شاهد چاقو یا همان Knife معروف Jill نیز هستیم. مهم ترین و قابل توجه ترین تفاوت این چاقو نسبت به نسخه ریمیک دو، این است که دیگر خبری از Durability نیست و چاقوی Jill به مانند Combat Knife های لیان و کلر استفاده محدودی ندارد و بی نهایت می توان از آن استفاده کرد بدون آن که بشکند یا نابود شود. این مسأله شاید در نگاه اول و خصوصا در دو سطح سختی ابتدایی بازی آنچنان نکته قابل توجه نباشد. اما در درجه ها و Difficulty ها بالاتر، به دلیل کمتر بودن مهمات و آیتم ها، استفاده هوشمندانه و درست از Knife می تواند مقدار قابل توجهی از آیتم ها و گلوله های شما را حفظ کند البته با وجود مفید بود و کارایی قابل توجه این چاقو، نیاز به استفاده از سلاح های گرم در بسیاری از لحظات بازی اجباری است بنابراین Durability بی نهایت Knife, به هیچ وجه حالتی آسان به بازی نبخشیده است.
نکته ای دیگر که اشاره به آن خالی از لطف نیست، این است که از لحاظ میانگین تعداد زامبی ها، می توان گفت شاهد زامبی ها و دشمنان بیشتری در سطح شهر و محیط های مختلف هستیم. البته این مسأله کاملا توجیه پذیر است چرا که با توجه به حالتی اکشن تر نسبت به ریمیک نسخه دوم، همانطور که قابلیت های تهاجمی و میزان مهمات به طور میانگین افزایش داشته، از این طرف تعداد دشمنان نیز کمی بیشتر شده است تا توازن و تعادل در این زمینه به خوبی رعایت گردد.
بد نیست در اینجا کمی در مورد ظاهر زامبی ها و حملات آنها نیز صحبت کنم. مانند گان پلی، انیمیشن های حرکتی و موارد دیگر که پیش تر که به آن اشاره کردم، در زمینه ظاهر زامبی و نحوه حرکات و حملات آنها نیز Resident Evil 3 به نوعی پا جای Resident Evil Remake 2 گذاشته است. تنوع ظاهری زامبی های بازی قابل قبول است و هر چند بعضا زامبی های مشابه نیز دیده می شوند، اما قطعا هنگام تجربه بازی کوچک ترین توجه و اهمیتی به تکرار گاه و بیگاه برخی چهره ها و ظاهر ها نخواهید کرد. چرا که اولا در کل تنوع ظاهری زامبی ها قابل قبول است و دوما آنقدر فضاسازی و اتمسفر بازی عمیق و سنگین است که موضوعات جزیی آنچنان ذهن بازیباز را به خود مشغول نخواهد ساخت.

بازی Resident Evil 3

 

و اما بد نیست کمی در مورد Carlos صحبت کنیم. شخصیتی که در قسمت هایی از بازی به عنوان شخصیت مکمل حضور دارد و برای مدت نسبتا کوتاهی، بازیبازان کننرل او را بر عهده می گیرند. تجربه بازی با Carlos لذت بخش است و باعث می شود روند پیشروی در بازی کمی جذاب تر شود و دچار یکنواختی نشود. هر چند از آنجایی که بازی نسبتا کوتاه است، قبل از آنکه بازی به حالت یکنواختی برسد شما بازی را به اتمام رسانده اید. در مورد قسمت هایی که کنترل کارلوس را برعهده می گیریم باید بگویم با توجه به نوع طراحی مراحل و سلاح مورد استفاده کارلوس، ریتم مبارزات او نسبت به جیل سریعتر و تندتر است که همین تفاوت در ریتم و سرعت، نکته ای بسیار مطلوب به شمار می آید.

  • بزرگترین اشتباه Capcom, حذف برخی از بهترین محتوای نسخه اصلی و کوتاه شدن بخش داستانی، به خاطر کار بر روی بخش Resistance بوده است. کاش Capcom متوجه می شد که یک رزیدنت ایول لزوما احتیاجی به یک بخش انلاین ندارد چرا که یک بخش داستانی بلند و پر محتوا، تمام چیزی است که اکثر مخاطبان از یک Resident Evil انتظار دارند.

و اما برویم سراغ Nemesis بزرگ…شخصیت یا بهتر است بگم هیولایی که بدون او، تصور کردن Resident Evil 3 غیرممکن و بیهوده است. کسی که ماموریت اصلی او نابودی اعضای باقی مانده S.T.A.R.S است و در این راه به هیچ کس، هیچ چیز و حتی هیچ جایی رحم نمی کند!
در ابتدا اجازه دهید در مورد ظاهر او صحبت کنیم. با وجود مطالبی که قبل از عرضه بازی در مورد ضعف در طراحی چهره و ظاهر نمسیس مطرح شد، باید بگویم پر پایان می توان به راحتی به طراحی Nemesis نمره قبولی داد. اگر بازی را تجربه کنید در چند سکانس های  که متاسفانه تعداد آنها بسیار اندک است، برخورد های بین Nemesis و Jill فوق العاده هیجان برانگیز و دلهره آور رقم می خورند و دیدن چهره نمسیس از فاصله نزدیک در این لحظات و سکانس ها، به راحتی مشخص می کند که با وجود هجمه نسبتا قابل توجه علیه طراحی او، نمی توان Nemesis را ضعیف و یا دور از کارکتر قلمداد کرد. البته این نکته را رد نمی کنم که امکان طراحی عمیق تر و ترسناک تر Nemesis وجود داشت اما حتی با شرایط کنونی، نقد خاصی بر چهره او وارد نیست.
متاسفانه مشکل جای دیگری است. در نسخه اصلی حضور و حملات مداوم Nemesis هم حس امنیت و آرامش را از مخاطبان ربود، و هم ریتم بازی را بالا برده و اکثر لحظات بازی را با هیجان و ترس همراه می ساخت. اما متاسفانه در نسخه ریمیک، نقش کلی Nemesis به مراتب کم رنگ تر از نسخه اصلی و حدی است که مخاطبان از او انتطار داشتند. در کل بیشتر آن زمان هایی با Nemesis مواجه می شوید که بازی از شما می خواهد. یعنی لحظات و سکانس های از پیش تعیین شده و مشخص که بعضا به فرار و تعقیب گریز منجر می شوند و در برخی موارد دیگر مخاطب و Jill را به مبارزه با او مجبور می سازند. در واقع انگشت شمار بودن برخورد ها و Encounter های با Nemesis باعث شده آن حس ناامنی و اضطراب همیشگی تا حد قابل توجهی کاهش یابد. شاید برخی افراد از این مسأله احساس رضایت کنند اما نباید فراموش کرد با عنوانی Survival Horror طرف هستیم بنابراین امنیت و آرامش آخرین مطلبی است که باید به آن فکر کرد.
اما از حیث نبرد، حملات و مبارزه, Nemesis می تواند بسیار خطرناک و مرگبار باشد. که البته اگر غیر این بود باید تعجب می کردیم. او نه تنها از Melee Attack استفاده می کند بلکه سلاح ها و ابزار های مختلفی نیز در اختیار دارد. اشاره به همه ی آنها به نوبه خود اسپویل محسوب می شود بنابراین فقط به ذکر شعله افکن که احتمالا در ویدیو های قبل انتشار آن را دیده اید بسنده می کنم. در کل باید گفت با وجود آنکه Nemesis قدرتمند تر و مخوف تر از Mr X است، در صحنه های بسیار کمتری نسبت به حضور Mr X در نسخه دوم فعال است و اما باید اذعان کرد در همان لحظات محدود و کم تعداد، حضور و تعقیب توسط Nemesis به شدت دلهره آور است و لحظات جذابی را برای مخاطبان به همراه خواهد داشت.

 

Nemesis بزرگ…شخصیت یا بهتر است بگم هیولایی که بدون او، تصور کردن Resident Evil 3 غیرممکن و بیهوده است. کسی که ماموریت اصلی او نابودی اعضای باقی مانده S.T.A.R.S است و در این راه به هیچ کس، هیچ چیز و حتی هیچ جایی رحم نمی کند!

  • دیگر اشتباه سازندگان، عدم استفاده کامل از پتانسیل بالقوه Nemesis بوده است. سازندگان می توانستند در صحنه ها و لحظات به مراتب بیشتری از حضور نمسیس استفاده کنند که متاسفانه این اتفاق رخ نداده است. البته در همان معدود دفعاتی که با او مواجه می شوید، باید گفت دلهره و اضطراب قابل توجهی در مخاطب شمل میگیرد.

یکی از نقاط قوت بازی، مربوط به فضاسازی فوق العاده آن است. از خیابان های پر شده از زامبی، خرابه های ساختمان، لاشه های ماشین و موارد دیگر گرفته، تا مغازه ها و ساختمان هایی که کوچک ترین جزییات آنها به قدری دقیق و هماهنگ کار شده که کاملا حس و حال  آخرالزمانی که در آن شاهد وقوع Outbreak ناگهانی بوده ایم را به تصویر می کشد. فضاسازی فوق العاده بازی به لطف نورپردازی های محشر محیط، موسیقی متن هماهنگ با اتمسفر و البته فصای کلی محیط ها به قدری سنگین و جذاب است و که در برخی لحظات به کل همه چیز را تحت‌الشعاع خود قرار می دهد.
صحبت از محیط و دنیای بازی شد، بد نیست به این نکته نیز اشاره کنم که شاهد هیچگونه طراحی بیهوده محیط یا ساختمانی در بازی نبوده ایم. اگر اتاق و یا ساختمانی برای بررسی وجود دارد، قطعا یا آیتم، مهمات و ابزاری مهم در پیشبرد بازی در آن اتاق وجود دارد، و یا این که آن قسمت دارای ایستر اگ، رفرنس و یا رمزی مخفی است. همین مسأله باعث شده است که تک تک قسمت ها و بخش های دنیای بازی از حیث اکتشاف و بررسی بسیار ارزشمند تلقی شوند و شاهد مکان و محیطی بیهوده و اضافه در بازی نیستیم. به طور کلی باید Capcom را در زمینه طراحی محیط و دنیای Resident Evil 3 تحسین کرد چرا که از لحاظ دقت و جزییات، دنیای بازی فوق العاده تحسین برانگیز خلق شده است.
و اما بد نیست کمی در مورد Carlos صحبت کنیم. شخصیتی که در قسمت هایی از بازی به عنوان شخصیت مکمل حضور دارد و برای مدت نسبتا کوتاهی، بازیبازان کننرل او را بر عهده می گیرند. تجربه بازی با Carlos لذت بخش است و باعث می شود روند پیشروی در بازی کمی جذاب تر شود و دچار یکنواختی نشود. هر چند از آنجایی که بازی نسبتا کوتاه است، قبل از آنکه بازی به حالت یکنواختی برسد شما بازی را به اتمام رسانده اید. در مورد قسمت هایی که کنترل کارلوس را برعهده می گیریم باید بگویم با توجه به نوع طراحی مراحل و سلاح مورد استفاده کارلوس، ریتم مبارزات او نسبت به جیل سریعتر و تندتر است که همین تفاوت در ریتم و سرعت، نکته ای بسیار مطلوب به شمار می آید.

 

یکی از نقاط قوت بازی، مربوط به فضاسازی فوق العاده آن است. از خیابان های پر شده از زامبی، خرابه های ساختمان، لاشه های ماشین و موارد دیگر گرفته، تا مغازه ها و ساختمان هایی که کوچک ترین جزییات آنها به قدری دقیق و هماهنگ کار شده که کاملا حس و حال  آخرالزمانی که در آن شاهد وقوع Outbreak ناگهانی بوده ایم را به تصویر می کشد. فضاسازی فوق العاده بازی به لطف نورپردازی های محشر محیط، موسیقی متن هماهنگ با اتمسفر و البته فصای کلی محیط ها به قدری سنگین و جذاب است و که در برخی لحظات به کل همه چیز را تحت‌الشعاع خود قرار می دهد.

گان پلی بازی، در سطح فوق العاده ای قرار دارد و به لطف فیزیک واقع گرایانه سلاح ها، صداگزاری استاندارد، افکت آتش مناسب و زاویه دوربین درست، گان پلی بازی فوق العاده روان و جذاب از از آب درامده است.

برویم به سراغ جنبه گرافیکی بازی…همانند چند عنوان بزرگ آخر کپکام، Resident Evil 3 نیز از موتور گرافیکی RE Engine بهره می برد. موتور گرافیکی که پیش تر در برخی از برترین آثار کپکام نمایش فوق العاده ای از خود به نمایش گذاشته است. و خوشبختانه Resident Evil 3 نیز از این قاعده مستثنی نیست. گرافیک بازی چه از لحاظ هنری و چه از لحاظ فنی فوق العاده است. نورپردازی در بالاترین سطح قرار دارد، سایه زنی ها با کیفیت است، مشکلی در لود شدن و یا کیفیت بافت ها و تکسچر ها به چشم نمیخورد، افکت های مختلف خصوصا افکت آتش فوق العاده چشم نواز و محشر است، طراحی چهره ها بسیار رضایت بخش صورت گرفته و مهم تر از همه، شاهد باگ یا مشکل گرافیکی یا فنی آزار دهنده، و همینطور افت فریم مشهود نیز نیستیم. در واقع از حیث گرافیکی، چه فنی و چه هنری، Resident Evil 3 عملکردی فوق العاده رضایت بخش از خود به جای گذاشته به نحوی که کوچک ترین مسأله منفی در این زمینه به چشم نمیخورد. در واقع اگر عملکرد بازی در سایر بخش ها در سطح گرافیک بازی بود با یک شاهکار مواجه می شدیم!

در کنار موارد مطلوب مانند افکت آتش، کیفیت بافت ها، فریم ریت ثابت و موارد مشابه، استفاده هوشمندانه از ترکیب رنگ در محیط ها و مناطق مختلف بازی نیز حرکتی بسیار قابل توجه به شمار می آید. با وجود آنکه در کل بازی در شب انجام می پذیرد و رنگ غالب محیط های مختلف نیز سیاه و تاریک است، اما سازندگان آنقدر از طیف رنگ وسیع استفاده کرده اند که محیط ها و ساختمان های مختلف یکنواخت و تکراری نباشند و چشم مخاطب را خسته نکنند. البته به خوبی سازندگان حد اعتدال را در این زمینه رعایت ساخته اند. صحبت بیشتر در مورد بخش گرافیکی بازی امری بیهوده است چرا که حرفی برای گفتن و نقدی برای ابراز کردن وجود ندارد.

و اما بخش چند نفره Resident Evil 3 به نام Resistance. بخشی که مدتها قبل از معرفی نسخه اصلی معرفی گردیده بود. به طور خلاصه، Resistance یک بخش آنلاین چهار در مقابل یک یا ۴ vs 1 است که در آن، یک نفر نقش Mastermind  را ایفا می کند و چهار نفر نقش Survivors. آن چهار نفر باید با استفاده از قابلیت ها و ویژگی های فردی و کار تیمی، قبل از تمام شدن زمان خود را نجات دهند و در جبهه مقابل Mastermind با در اختیار داشتن تله ها، موانع، قرار دادن زامبی و دشمنان دیگر مانند Licker و‌ Mr X, باید مانع از خروج و فرار آن چهار بازیباز شود. شخصیت های مختلفی در جبهه Survivor وجود دارد که مانند تمامی بازی های آنلاین که کلاس ها و شخصیت های مختلف در اختیار کاربر قرار می دهند، هر شخصیت قابلیت و نقاط قوت مخصوص خود را داراست. برای مثال یکی از شخصیت ها به نام هکر است و می تواند در برنامه ها و نقشه های Mastermind اختلال ایجاد کند‌. شخصیت دیگری به نام Valerie هم توانایی Heal کردن هم تیمی های خود را داراست، هم آیتم های هر اتاق برای او به صورت هایلایت نشان داده می شوند. دیگر شخصیت ها نیز قابلیت های مخصوص خود را دارا هستند. مسأله ای که وجود دارد این است که آنچنان بالانسی بین شخصیت ها وجود ندارد. برای مثال کارکتری مثل Valerie دارای قابلیت های بسیار کارآمد و مفید است در حالی که مثلا کاراکترهای Becca و یا Tyrone آنچنان دارای قابلیت بسیار کارآمدی نیستند. بنابراین نمی توان گفت کلاس ها و کارکتر های مختلف بخش Resistance طراحی عمیقی به خود می‌بیند. از سمت دیگر، باید گفت تا حد قابل توجهی، بازی کردن به عنوان Mastermind راحت تر و کم چالش تر از تیم Survivors است و آنچنان هیجان و دلهره خاصی به همراه ندارد. در واقع با وجود آنکه ایده اصلی بخش Resistance جالب و دارای پتانسیل بالقوه بالایی بوده است. در عمل این بخش آنچنان که باید و شاید کامل و سرگرم کننده طراحی نشده است. البته این به آن معنا نیست که این بخش اصلا جذابیتی ندارد. اما با وجود تعداد زیاد عناوین آنلاین محور بزرگ، بخش Resistance کار بسیار سختی برای جذب و حفظ مخاطبان خود در پیش دارد. البته قطعا ساپورت مداوم و عرضه به روز رسانی های مختلف نقش مهمی در آینده Resistanceایفا می سازد. اما صادقانه صحبت کنم، قرار دادن بخش Resistance به قیمت حذف بخش Mercenaries و کوتاه تر شدن داستان، تصمیمی اشتباه از سوی کپکام بود.

 

با در اختیار داشتن تله ها، موانع، قرار دادن زامبی و دشمنان دیگر مانند Licker و‌ Mr X, شخصیت Mastermind باید مانع از خروج و فرار آن چهار بازیباز شود.

جمع بندی:
پس از عرضه موفقیت آمیز عنوان Resident Evil 2, انتظارات زیادی متوجه Resident Evil 3 بود. از آنجایی که کپکام کاملا به روزهای طلایی خود بازگشته بود بسیاری از مخاطبان قدیمی سری انتطار عنوانی فوق العاده از Resident Evil 3 Remake را داشتند. آیا Resident Evil 3 را می توان عنوانی فوق العاده عالی دانست؟ متاسفانه خیر. چرا که به دلیل وجود مشکلاتی مانند کوتاهی قابل توجه بخش داستانی، حضور کم رنگ نمسیس نسبت به نسخه اصلی و حذف برخی از قسمت های مهم نسخه اصلی مثل بخش Mercenaries بدون جایگزین مناسب، این عنوان نتوانسته است به خوبی نسخه ریمیک دو بدرخشد. اما فارغ از این مقایسه ها، باید اذعان کرد Resident Evil 3 عنوان فوق العاده خوش ساختی است که به لطف گرافیک هنری خارق العاده و گیم پلی بسیار جذاب و سرگرم کننده، قطعا یکی از برترین عناوین سال جاری به شمار می آید. افسوس که برخی تصمیم های اشتباه کپکام، مانع از تبدیل این عنوان به یک اثر شاهکار شدند…

بازی Resident Evil 3
بازی Resident Evil 3

[ad_2]

Source link

1 دیدگاه برای «بازگشتی دوباره به سومین اقامتگاه شیطان | نقد و بررسی بازی Resident Evil 3»

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *